|
اکسیژن |
آنها که تن به هر ذلتى مى دهند تا زنده بمانند، مرده هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا کسانى که سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده اند و مرگ خویش را انتخاب کرده اند - در حالى که صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نکرده اند و مرده اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها که براى ماندنشان تن به ذلت و پستى، رها کردن حسین و تحمل کردن یزید دادند، کدام هنوز زنده اند؟ دکتر علی شریعتی [ ۱۳٩٠/٩/٦ ] [ ۳:٢٢ ب.ظ ] [ نفس ]
[ نظرات () ]
الهی ، حسرتی دیرینه دارم دلم امشب غمی محسوس دارد میان پیله های غم ، اسیرم در این آشفتگی های خیالی در این فصل خزان ناامیدی فضایی باز و آهنگ توکل هوس دارد دلم عاشق شدن را خدایا از دلم آوار بردار برای من فقط ، یک آشنا هست [ ۱۳٩٠/۸/٢٩ ] [ ۸:٠۱ ب.ظ ] [ نفس ]
[ نظرات () ]
مهر اعظم ایالات متحده امریکا :
سلام من بالاخره برگشتم و بالاخره قسمت دوم اسرار دلار رو بعد از یه تاخیر چند ماهه تقدیم کردم امیدوارم خوشتون اومده باشه. [ ۱۳٩٠/٤/۱۱ ] [ ۱٠:٢٢ ق.ظ ] [ نفس ]
[ نظرات () ]
پیش از اینها فکر می کردم خدا مثل قصر پادشاه قصه ها پایه های برجش از عاج وبلور ماه برق کوچکی از تاج او اطلس پیراهن او، آسمان رعد وبرق شب، طنین خنده اش دکمه ی پیراهن او، آفتا ب هیچ کس از جای او آگاه نیست پیش از اینها خاطرم دلگیر بود در دل او دوستی جایی نداشت هر چه می پرسیدم، ازخود، ازخدا زود می گفتند : این کار خداست هرچه می پرسی، جوابش آتش است تا ببندی چشم، کورت می کند با همین قصه، دلم مشغول بود هر چه می کردم، همه از ترس بود مثل تمرین حساب وهندسه مثل تکلیف ریاضی سخت بود تا که یک شب دست در دست پدر در میان راه، در یک روستا زود پرسیدم : پدر، اینجا کجاست ؟ گفت : اینجا می شود یک لحضه ماند با وضویی، دست و رویی تازه کرد گفتمش، پس آن خدای خشمگین گفت : آری، خانه او بی ریاست مهربان وساده و بی کینه است عادت او نیست خشم و دشمنی خشم، نامی از نشانی های اوست قهر او از آشتی، شیرین تر است دوستی را دوست، معنی می دهد هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست تازه فهمیدم خدایم، این خداست دوستی، از من به من نزدیک تر آن خدای پیش از این را باد برد آن خدا مثل خیال و خواب بود می توانم بعد از این، با این خدا می توان با این خدا پرواز کرد چکه چکه مثل باران راز گفت می توان با او صمیمی حرف زد می توان مثل علفها حرف زد می توان درباره ی هر چیز گفت ______________________________________________________ سلام به همه دوستای عزیزم بازم فصل امتحانا نزدیکه و من مخوام یه مدت برم تنبلی های طول ترممو جبران کنم پس فعلا خداحافظ . [ ۱۳٩٠/٢/٢۸ ] [ ٢:٢٦ ب.ظ ] [ نفس ]
[ نظرات () ]
سلام این روزا توی خیابان ها که قدم میذاری با کلی بنر و پارچه نوشته رو برو میشی که مضمونشون تسلیت شهادت حضرت زهرا(س) و روی بیش ترشون این متن رو میبینید:(ای علی مرا شبانه غسل کن و به خاک بسپار) که گویا فرازی از وصیت نامه حصرت زهرا است. فکر کنم این جمله از زمان مادر مادر مادربزرگم داره نقل میشه .من یه سوال دارم : یعنی واقعا نمیشه یه جمله دیگه جایگزین این جمله بشه که نشانگر صلابت و درایت حضرت زهرا باشه ؟؟ چرا از سخنرانی حضرت زهرا توی مسجد کوفه یا خطبه فدکیه حرفی به میان نمیاد؟؟ چرا ما همیشه توی عزاراری هامون برای مظلومیت ها گریه میکنیم؟؟ چرا ما نباید افتخار کنیم به داشته هامون که دارن توی منجلاب این عزاداری های ظاهری محو میشن و به آدمای مظلومی تبدیل میشن که فقط و فقط مظلوم بودن همین و بس اینقدر مظلوم که ما براشون گریه می کنیم و یه کم تفکر و تعقل چاشنی عزاداری هامون نمی کنیم؟؟ و یکی نیست که بگه بابا جون تو بشین برای حال و روز خودت گریه کن نه مظلومیت ها. یعنی واقعا اینه عزاداری واقعی؟؟فقط گریه کردن + خوردن آش و حلیم و شله و... + یه کم غیبت از این و اون =غزاداری، بعد هم میریم خونه و از فردا روز از نو روزی از نو .اینه عزاداری به سبک به اصطلاح، ما موسلمونا.مطمئنم اگه توی این چند روز به یه مجلس عزاداری بریم کلی صحبت میشه از حضرت مهدی(عج) و اینکه یوسف زهرا کجایی چرا نمیای و کلی از این حرفا، اگر یه کم با خودمون فکر کنیم فقط یه کوچولو ، خودمونم یواشکی ته دلمون می گیم نه بابا نیا،کجا میای توی این وضعیت.آخه چرا دعا نمی کنیم خدایا به ما کمک کن لیاقت ظهور حضرت مهدی رو پیدا کنیم؟؟؟ [ ۱۳٩٠/٢/۱٦ ] [ ٩:٠٠ ق.ظ ] [ نفس ]
[ نظرات () ]
کشیشى یک پسر نوجوان داشت و کمکم وقتش رسیده بود که فکرى در مورد شغل آیندهاش بکند . پسر هم مثل تقریباً بقیه همسن و سالانش واقعاً نمیدانست که چه چیزى از زندگى میخواهد و ظاهراً خیلى هم این موضوع برایش اهمیت نداشت . یک روز که پسر به مدرسه رفته بود ، پدرش تصمیم گرفت آزمایشى براى او ترتیب دهد . به اتاق پسرش رفت و سه چیز را روى میز او قرار داد : یک کتاب مقدس، یک سکه طلا و یک بطرى مشروب . [ ۱۳٩٠/٢/٤ ] [ ۸:٢٥ ب.ظ ] [ نفس ]
[ نظرات () ]
سلام چند وقت پیش توی یه سایتی یه چیزی خوندم که خیلی برام عجیب بود. موضوعش درمورد مسجد الاقصی بود نوشته شده بود که این مسجد الاقصی که همه ی ما می شناسیمش و گنبدش طلایی رنگه مسجد الاقصی واقعی نیست. در اصل این مسجد قبه الصخره است که اسرائیلی ها دارن توی ذهن همه جا میندازن که این مسجد الاقصی واقعیه که بتونن راحت تر مسجد الاقصی رو خراب کنن و توش معبد سلیمان رو بر پا کنن و خودشونو برای جنگ آخرالزمان آماده کنن. در اصل مسجد الاقصی پشت مسجد قبه الصخره است و هرگونه عکسبرداری ازش ممنوعه و میگن زیرشو سوراخ سوراخ کردن و از اون عجیب تر اینکه اگه این موضوع صحت داشته باشه تلویزیون خودمونم داره سرما کلاه میذاره.
اینم مسجد الاقصی واقعی
[ ۱۳٩٠/۱/٢٠ ] [ ۱۱:۱٢ ب.ظ ] [ نفس ]
[ نظرات () ]
قضیه از این قراره که : خشایارشا پادشاه هخامنشی ایران مشاوری داشت به نام مردخای که یهودی مخفی بود که پس از توطئه در مورد وشتی همسر خشایارشا او را به قتل رساند و خواهرزاده خود هاداسا را که آن هم یهودی مخفی بود به همسری خشایارشا درآورد و نام آن را به استر تغییر داد پس از آنکه استر بانوی ایران شد شبکه ای از یهودیان را در دستگاه حکومتی ایران جای داد و آنها را به رده های بالای حکومتی رساند.هامان وزیر بادرایت ایران در آن زمان متوجه ارتباط مشکوک بین مردخای و استر شد و آن را به اطلاع خشارشا رساند. استر به محض اینکه از این موضوع مطلع شد به مردخای خبر داد. مردخای در شب 13 فروردین ماه حکم قتل هامان و 77هزار ایرانی را گرفت. در روز 13 فروردین 15 قوم ایرانی قتل عام شدند. از آن روز به بعد ایرانیان در13 فروردین از خانه های خود بیرون می روند تا یک بار دیگر در خانه شان قتل عام نشوند. جالبه بدونید که یهودی ها در 13 فروردین هرساله در تمام دنیا جشنی برپا می کنن به نام پوریم که روز هامان سوزان (ایرانی کشی) که مجسمه هامان رو با کاه درست میکنن و آتش میزنن و یا تصویر هامان رو به شکل نان درست می کنن و جلوی بچه هاشون میذارن که با کارد تکه تکه ش بکنه و بخوره یا وسط یه سیبل یه عکس زشت می ذارن که این هامانه وباید بهش شلیک کنن و رنگهای دایره های سیبل طوری قرار گرفته که نشانگر پرچم ایرانه. به کوریه چشم همه بدخواهان میهن عزیزم و هموطنای گلم امیدوارم سال جدید پر از موفقیت و سربلندی برای شما وکشور عزیزمون ایران باشه. [ ۱۳٩٠/۱/۱۱ ] [ ٢:٥۸ ب.ظ ] [ نفس ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |