اکسیژن
 
قالب وبلاگ

 

                                                                                                                                     

 

آنها که تن به هر ذلتى مى ‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏ هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا کسانى که سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده ‏اند و مرگ خویش را انتخاب کرده ‏اند - در حالى که صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نکرده ‏اند و مرده‏ اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها که براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها کردن حسین و تحمل کردن یزید دادند، کدام هنوز زنده ‏اند؟

                                                                                          دکتر علی شریعتی

[ ۱۳٩٠/٩/٦ ] [ ۳:٢٢ ‎ب.ظ ] [ نفس ] [ نظرات () ]

  

  

الهی ، حسرتی دیرینه دارم 
غمی سنگین درون سینه دارم

دلم امشب غمی محسوس دارد
هوای عشق « یاقدوس » دارد

میان پیله های غم ، اسیرم
خطا کارم ، گنه کارم ، حقیرم

در این آشفتگی های خیالی
در این دل بستگی های وبالی

در این فصل خزان ناامیدی
در این زخم زمان ناامیدی

فضایی باز و آهنگ توکل
نمازی تازه با قدقامت گل

هوس دارد دلم عاشق شدن را
به عشق آشنا لایق شدن را

خدایا از دلم آوار بردار
نگاهم را از این دیوار بردار

برای من فقط ، یک آشنا هست
که در دل نام او ، وقت دعا هست !

[ ۱۳٩٠/۸/٢٩ ] [ ۸:٠۱ ‎ب.ظ ] [ نفس ] [ نظرات () ]

مهر اعظم ایالات متحده امریکا :


این مهر به شکل کنونی آن در زمان رزولت بر روی دلار قرار گرفت شما می توانید آنرا درسمت چپ دلار مشاهده فرمایید همانگونه که مستحضر هستید تصویر هرمی نامانوس به چشم می خورد که نماد هرم خئوپوس مقبره فرعون و نشان عالی انجمن های فراماسونری است.

این هرم از 13 ردیف سنگ چین تشکیل شده است و در مجموع 72 خشت دارد که اشاره دارد به 72 نیرو یا نام خدای کابالیستها

بر روی این هرم به لاتین عبارت 13 حرفی " ANNUIT COEPTIS " به معنی خدا همیشه یاور ماست ، نقش بسته است که به گونه ای دیگر همان عبارت " IN GOD WE TRUST " است .

در زیر این هرم عبارت " NOVUS ORDO SECLORUM " به زبان لاتین نوشته شده است.

که به معنای"NEW WORLD ORDER" یعنی "نظم نوین جهانی " یا "حکم جدید برای جهان" است که شما بارها آنرا در سخنرانی های سردمداران امریکا علی الخصوص بوش پدر و پسر و اوباما شنیده اید.

پشت هرم بیابانی لم یزرع قرار دارد و جلوی آن گیاهانی روییده است . منظور از بیابان آشوب در اروپا و جنگ های متوالی است که ماسونهای آمریکا به امید تاسیس حکومت جهانی ِ ماسونی – یهودی خویش خود را از آن بیرون کشیده و اولین کشور ماسونی جهان را تاسیس نمودند.

شاید برایتان تعجب آور باشد که چرا این هرم شکلی نامانوس داشته و راس آن جدا ودر وسط آن چشمی نورانی قرار دارد. این چشم نماد "RA" از خدایان مصر باستان است که در پاگانیسم یونانی چشم لوسیفر یا همان چشم شیطان است ، یونانیان آنرا ستاره صبح  می دانستند و همواره آن را به صورت درخشان ترسیم می نمودند.

با اینکه شاید اندکی از موضوع اصلی فاصله بگیریم ولیکن ذکر حدیثی از امیر المومنین در پاسخ به شخصی که از وی در مورد دجال پرسیده است را مفید میدانم. ایشان در پاسخ به این شخص می فرمایند: عینه الیمنى ممسوحه والأخرى فی جبهته تضیء کانها کوکب الصبح (چشم راست ندارد و چشم چپش در وسط پیشانی اش قرار گرفته نور می دهد گویا ستاره صبح است) .
راستش انسان از این همه شباهت به شگفت می آید چراکه اگر تصویر را زوم کنید از شکل ابرو و گوشه چشم روی هرم متوجه خواهید شد که این چشم ، چشم چپ است و از سوی دیگر نورانی بودن آن و نیز اینکه لوسیفر را در اسطوره شناسی یونانی ستاره صبح می دانند انسان را حیرت زده می کند.

چشم لوسیفر بر همه جهان نظارت داشته و هنگامی که نظم نوین جهانی به ثمر برسد (تخرییب مسجد الاقصی و ساخت معبد سلیمان و حکومت علنی ماسونی - یهودی برجهان) قسمت فوقانی هرم به بدنه آن خواهد چسبید. اگر اندکی دقت فرمایید متوجه الگوی استفاده از چشم چپ در این مورد نیز خواهید شد.


استفاده از تکنیک ORIGAMI :

اریگامی تکنیکی است که در آن با تا زدن و یا برش کاغذ بتوان شکلهای گوناگونی درست کرد. در طراحی دلار به طرز هنرمندانه و ماهرانه ای از این تکنیک بهره برده اند که البته در طراحی اسکناسهای دیگر دلار نیز از آن استفاده شده است.ولی در خود اسکناس 1 دلاری موارد متعددی وجود دارد که برای نمونه یک مورد آن همانگونه که در تصویر مشاهده می فرمایید توضیح داده می شود.


 از تکنیک اریگامی در طراحی دلار های جدید بیشتر استفاده شده است اما با توجه به طولانی شدن این مقاله از بیان موارد دیگر اجتناب نموده و تنها یکی از شواهد دسیسه فراماسونها در طراحی حادثه یاز ده سپتامبر را بیان می نمایم .


قبلا نیز بیان شد که 9 و 11 از اعداد مقدس ماسونهاست لذا نباید تعجب کرد اگر حادثه برخورد دو هواپیما با برج های دو قلوی تجارت جهانی در روز یازده از ماه نهم اتفاق بیافتاد , و سپس 911 روز بعد از آن ، حادثه بمب گزاری در مادرید به وقوع بپیوندد . طراحان این اتفاقات از سالها پیش و بر مبنای پیشگویی های نوستراداموس کابالیست آن را طراحی نمودند تا به زور هم که شده است پیشگویی اعقاب خود را به تحقق برسانند.

لذا برج های دوقلوی تجارت جهانی که برمبنای الگوی دو ستون معبد سلیمان " بواز "و "جاکین" ساخته شده بود گیت و دروازه ورود ماسونها به نظم نوین جهانی گشت و به بهانه این دو برج به دو کشور مسلمان حمله شد .



اگر مطابق شکل اسکناسهای 5 ،50،20،10 و100 دلاری را مطابق الگو(تقریبا شبیه موشک) تا بزنید نخست (شماره یک) در 5 دلاری دو برج سالم را مشاهده می کنید.

در 10 دلاری (شماره 2) نوک برج ها آتش می گیرد، در 20 دلاری (شماره 3) آتش گسترش بیشتری پیدا کرده و پایین تر آمده و نهایتا در 50 دلاری (شماره 4) هردو برج فرو می ریزند و در اسکناس صد دلاری (شماره 5) فقط دود حاصل از سوختن آنها ست که دیده می شود.

آنچه در این جستار بیان گشت صرفا دلایلی کلی از ارتباط دستگاه بنیانگذاران و حکومت گردانان ایالات متحده با عقاید الحادی ، کفر آمیز و شیطانی را بیان می دارد. _____________________________________________________

سلامنیشخند

من بالاخره برگشتم و بالاخره قسمت دوم اسرار دلار رو بعد از یه تاخیر چند ماهه تقدیم کردم امیدوارم خوشتون اومده باشه.

[ ۱۳٩٠/٤/۱۱ ] [ ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ] [ نفس ] [ نظرات () ]

 

 

 

 

 

 

 

 

پیش از اینها فکر می کردم خدا
خانه ای دارد کنار ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا

پایه های برجش از عاج وبلور
بر سر تختی نشسته با غرور

ماه برق کوچکی از تاج او
هر ستاره، پولکی از تاج او

اطلس پیراهن او، آسمان
نقش روی دامن او، کهکشان

رعد وبرق شب، طنین خنده اش
سیل وطوفان، نعره توفنده اش

دکمه ی پیراهن او، آفتا ب
برق تیغ خنجر او ماهتاب

هیچ کس از جای او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست

پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود

در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت

هر چه می پرسیدم، ازخود، ازخدا
از زمین، از آسمان، از ابرها

زود می گفتند : این کار خداست
پرس وجو از کار او کاری خطاست

هرچه می پرسی، جوابش آتش است
آب اگر خوردی، عذابش آتش است

تا ببندی چشم، کورت می کند
تا شدی نزدیک، دورت می کند

با همین قصه، دلم مشغول بود
خوابهایم، خواب دیو وغول بود

هر چه می کردم، همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود

مثل تمرین حساب وهندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه

مثل تکلیف ریاضی سخت بود
مثل صرف فعل ماضی سخت بود

تا که یک شب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یک سفر

در میان راه، در یک روستا
خانه ای دیدم، خوب وآشنا

زود پرسیدم : پدر، اینجا کجاست ؟
گفت، اینجا خانه ی خوب خداست!

گفت : اینجا می شود یک لحضه ماند
گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند

با وضویی، دست و رویی تازه کرد
با دل خود، گفتگویی تازه کرد

گفتمش، پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست ؟ اینجا، در زمین ؟

گفت : آری، خانه او بی ریاست
فرشهایش از گلیم و بوریاست

مهربان وساده و بی کینه است
مثل نوری در دل آیینه است

عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی

خشم، نامی از نشانی های اوست
حالتی از مهربانی های اوست

قهر او از آشتی، شیرین تر است
مثل قهر مهربان مادر است

دوستی را دوست، معنی می دهد
قهر هم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌با دوست معنی می دهد

هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست
قهری او هم نشان دوستی است…

تازه فهمیدم خدایم، این خداست
این خدای مهربان وآشناست

دوستی، از من به من نزدیک تر
از رگ گردن به من نزدیک تر

آن خدای پیش از این را باد برد
نام او را هم دلم از یاد برد

آن خدا مثل خیال و خواب بود
چون حبابی، نقش روی آب بود

می توانم بعد از این، با این خدا
دوست باشم، دوست، پاک وبی ریا

می توان با این خدا پرواز کرد
سفره ی دل را برایش باز کرد

چکه چکه مثل باران راز گفت
با دو قطره، صد هزاران راز گفت

می توان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد

می توان مثل علفها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد

می توان درباره ی هر چیز گفت
می توان شعری خیال انگیز گفت

______________________________________________________

سلام به همه دوستای عزیزمچشمک

بازم فصل امتحانا نزدیکه و من مخوام یه مدت برم تنبلی های طول ترممو جبران کنمافسوس و فکر کنم تا وستای تیر نباشم.

پس فعلا خداحافظ .بای بای

[ ۱۳٩٠/٢/٢۸ ] [ ٢:٢٦ ‎ب.ظ ] [ نفس ] [ نظرات () ]

سلام

این روزا توی خیابان ها که قدم میذاری با کلی بنر و پارچه نوشته رو برو میشی که مضمونشون تسلیت شهادت حضرت زهرا(س) و روی بیش ترشون این متن رو میبینید:(ای علی مرا شبانه غسل کن و به خاک بسپار) که گویا فرازی از وصیت نامه حصرت زهرا است. فکر کنم این جمله از زمان مادر مادر مادربزرگم داره نقل میشه .من یه سوال دارم : یعنی واقعا نمیشه یه جمله دیگه جایگزین این جمله بشه که نشانگر صلابت و درایت حضرت زهرا باشه ؟؟ چرا از سخنرانی حضرت زهرا توی مسجد کوفه یا خطبه فدکیه حرفی به میان نمیاد؟؟ چرا ما همیشه توی عزاراری هامون برای مظلومیت ها گریه میکنیم؟؟ چرا ما نباید افتخار کنیم به داشته هامون که دارن توی منجلاب این عزاداری های ظاهری محو میشن و به آدمای مظلومی تبدیل میشن که فقط و فقط مظلوم بودن همین و بس اینقدر مظلوم که ما براشون گریه می کنیم و یه کم تفکر و تعقل چاشنی عزاداری هامون نمی کنیم؟؟ و یکی نیست که بگه بابا جون تو بشین برای حال و روز خودت گریه کن نه مظلومیت ها. یعنی واقعا اینه عزاداری واقعی؟؟فقط گریه کردن + خوردن آش و حلیم و شله و... + یه کم غیبت از این و اون =غزاداری، بعد هم میریم خونه و از فردا روز از نو روزی از نو .اینه عزاداری به سبک به اصطلاح، ما موسلمونا.مطمئنم اگه توی این چند روز به یه مجلس عزاداری بریم کلی صحبت میشه از حضرت مهدی(عج) و اینکه یوسف زهرا کجایی چرا نمیای و کلی از این حرفا، اگر یه کم با خودمون فکر کنیم فقط یه کوچولو ، خودمونم یواشکی ته دلمون می گیم نه بابا نیا،کجا میای توی این وضعیت.آخه چرا دعا نمی کنیم خدایا به ما کمک کن لیاقت ظهور حضرت مهدی رو پیدا کنیم؟؟؟

[ ۱۳٩٠/٢/۱٦ ] [ ٩:٠٠ ‎ق.ظ ] [ نفس ] [ نظرات () ]

کشیشى یک پسر نوجوان داشت و کم‌کم وقتش رسیده بود که فکرى در مورد شغل آینده‌اش بکند . پسر هم مثل تقریباً بقیه هم‌سن و سالانش واقعاً نمی‌دانست که چه چیزى از زندگى می‌خواهد و ظاهراً خیلى هم این موضوع برایش اهمیت نداشت . یک روز که پسر به مدرسه رفته بود ، پدرش تصمیم گرفت آزمایشى براى او ترتیب دهد . به اتاق پسرش رفت و سه چیز را روى میز او قرار داد : یک کتاب مقدس، یک سکه طلا و یک بطرى مشروب .
 
کشیش پیش خود گفت : « من پشت در پنهان می‌شوم تا پسرم از مدرسه برگردد و به اتاقش بیاید . آنگاه خواهم دید کدامیک از این سه چیز را از روى میز بر می‌دارد . اگر کتاب مقدس را بردارد معنیش این است که مثل خودم کشیش خواهد شد که این خیلى عالیست . اگر سکه را بردارد یعنى دنبال کسب و کار خواهد رفت که آنهم بد نیست . امّا اگر بطرى مشروب را بردارد یعنى آدم دائم‌الخمر و به درد نخوری خواهد شد که جاى شرمسارى دارد .» مدتى نگذشت که پسر از مدرسه بازگشت . در خانه را باز کرد و در حالى که سوت می‌زد کاپشن و کفشش را به گوشه‌اى پرت کرد و یک راست راهى اتاقش شد . کیفش را روى تخت انداخت و در حالى که می‌خواست از اتاق خارج شود چشمش به اشیاء روى میز افتاد . با کنجکاوى به میز نزدیک شد و آن‌ها را از نظر گذراند .
 
کارى که نهایتاً کرد این بود که کتاب مقدس را برداشت و آن را زیر بغل زد . سکه طلا را توى جیبش انداخت و در بطرى مشروب را باز کرد و یک جرعه بزرگ از آن خورد . . .
 
کشیش که از پشت در ناظر این ماجرا بود زیر لب گفت : « خداى من! چه فاجعه بزرگی ! پسرم سیاستمدار خواهد شد !  »

[ ۱۳٩٠/٢/٤ ] [ ۸:٢٥ ‎ب.ظ ] [ نفس ] [ نظرات () ]

سلام

چند وقت پیش توی یه سایتی یه چیزی خوندم که خیلی برام عجیب بود. موضوعش درمورد مسجد الاقصی بود نوشته شده بود که این مسجد الاقصی که همه ی ما می شناسیمش و گنبدش طلایی رنگه مسجد الاقصی واقعی نیست. در اصل این مسجد قبه الصخره است که اسرائیلی ها دارن توی ذهن همه جا میندازن که این مسجد الاقصی واقعیه که بتونن راحت تر مسجد الاقصی رو خراب کنن و توش معبد سلیمان رو بر پا کنن و خودشونو برای جنگ آخرالزمان آماده کنن. در اصل مسجد الاقصی پشت مسجد قبه الصخره است و هرگونه عکسبرداری ازش ممنوعه و میگن زیرشو سوراخ سوراخ کردن و از اون عجیب تر اینکه اگه این موضوع صحت داشته باشه تلویزیون خودمونم داره سرما کلاه میذاره.

 

 

 اینم مسجد الاقصی واقعی

[ ۱۳٩٠/۱/٢٠ ] [ ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ] [ نفس ] [ نظرات () ]

قضیه از این قراره که :

خشایارشا پادشاه هخامنشی ایران مشاوری داشت به نام مردخای که یهودی مخفی بود که پس از توطئه در مورد وشتی همسر خشایارشا او را به قتل رساند و خواهرزاده خود هاداسا را که آن هم یهودی مخفی بود به همسری خشایارشا درآورد و نام آن را به استر تغییر داد پس از آنکه استر بانوی ایران شد شبکه ای از یهودیان را در دستگاه حکومتی ایران جای داد و آنها را به رده های بالای حکومتی رساند.هامان وزیر بادرایت ایران در آن زمان متوجه ارتباط مشکوک بین مردخای و استر شد و آن را به اطلاع خشارشا رساند. استر به محض اینکه از این موضوع مطلع شد به مردخای خبر داد. مردخای در شب 13 فروردین ماه حکم قتل هامان و 77هزار ایرانی را گرفت. در روز 13 فروردین 15 قوم ایرانی قتل عام شدند. از آن روز به بعد ایرانیان در13 فروردین از خانه های خود بیرون می روند تا یک بار دیگر در خانه شان قتل عام نشوند.

جالبه بدونید که یهودی ها در 13 فروردین هرساله در تمام دنیا جشنی برپا می کنن به نام پوریم که روز هامان سوزان (ایرانی کشی) که مجسمه هامان رو با کاه درست میکنن و آتش میزنن و یا تصویر هامان رو به شکل نان درست می کنن و جلوی بچه هاشون میذارن که با کارد تکه تکه ش بکنه و بخوره یا وسط یه سیبل یه عکس زشت می ذارن که این هامانه وباید بهش شلیک کنن و رنگهای دایره های سیبل طوری قرار گرفته که نشانگر پرچم ایرانه.

به کوریه چشم همه بدخواهان میهن عزیزم و هموطنای گلم امیدوارم سال جدید پر از موفقیت و سربلندی برای شما وکشور عزیزمون ایران باشه.

[ ۱۳٩٠/۱/۱۱ ] [ ٢:٥۸ ‎ب.ظ ] [ نفس ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم / موجیم که آسودگی ما عدم ماست
نويسندگان
آخرين مطالب
امکانات وب


فروش بک لینکطراحی سایت